ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

654

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

هدايت شدن ، در دين وشنيدن وهدايتشان شكّ وجود دارد . وتمام جمله بيان تنفّر از ادامهء غفلت آنهاست ويادآوريى اين نكته است كه در عبرت گرفتن بايد از خدا مدد خواست . ( 4950 - 4940 ) فرموده است : بحقّ أقول لكم لقد جاهرتكم العبر وزجرتم بما فيه مزدجر . پس از آن كه امام ( ع ) اثبات كرد كه آنها حقايق پس از مرگ را گويا ديده‌اند وشنيده‌اند اين جمله را براي توضيح ديدن وشنيدن آنها آورده است واين كه با پيشامدهاى ناگوارى كه براي آنها پيش آمده است عبرتها آشكار شده واز پيشينيان نيز عبرت آموخته‌اند وآنچه از مشكلات شنيده‌اند براي پند گرفتن كافى است وآن مشكلاتى كه شنيده‌اند نهىهاى پىدرپى مؤكّدى كه وعده‌هاى ترسناك مىدهد ومجازاتهاى مهيّايى دارد كه كمترين آنها موجب عبرت گرفتن براي صاحبان خرد مىشود ، چنان كه خداوند تعالى فرموده است : « وَلَقَدْ جاءَهُمْ مِنَ الْأَنْباءِ ما فِيهِ مُزْدَجَرٌ حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ » « 8 » . ( 4960 - 4951 ) فرموده است : وما يبلّغ عن اللّه بعد الرّسل السّماء الّا البشر اين سخن امام ( ع ) اشاره به اين است كه در عالم وجود براي هدايت به سوى حق تعالى جز زبان أنبيا راه ديگرى نيست كه مردم را به حق دعوت كند . وقتي دعوت مردم به خداوند متعال از طريق وعده ووعيد وضرب المثل ويادآورى موارد عبرت انگيز مردمان گذشته ممكن نباشد در اين صورت عذاب بر چنين مردمى رواست . واين وعده ووعيد وضرب المثلها وموارد عبرت‌آموز گذشتگان روشن نمىشود ، مگر با زبان فرستادگان بشرى ( پيامبران ) . بنا بر اين پس از ملائكة ممكن نيست پيامهاى الهى جز از طريق أنبيا به مردم برسد ، پس قطعاً دستورات أنبيا براي توجّه مردم به خدا كافى به نظر مىرسد .

--> ( 8 ) سورهء قمر ( 54 ) : آيهء ( 4 - 5 ) : از خبرهاى غيبى آنچه كه براي آنها موجب عبرت مىشود به آنها رسيده است ، اين اخبار حكمتهاى متعالي هستند ، آيا براي بيم دادن كفايت نمىكند ؟